تازه‌ترین خبرها
Thumbnail
دیدگاه شما

زخم های برخاسته از جنگ پنهان

ما باید به این طرز فکر که خشونت یک عمل فردی است پایان دهیم، خشونت در واقع وارد کردن زخم بر بدن نیست، بلکه این زخم ناشی از جنگ بر روایت یک فرد است.

در افغانستان تحت سیطره طالبان، یک مرد جوان کابلی که در حال برگشت به شهر بود، در یک پاسگاه ایستانیده شد و بعد به وی ابلاغ شد که موی سرش و ریش اش را مطابق به ایدلوژی و استانداردهای مذهبی بتراشد.
 
این رفتار در واقع بازگو کننده آن همه تجربه های برخاسته از جنگی است که قشر جوان را نشانه میگرید و نشان میدهد که چگونه جسم یک انسان در جریان جنگ کنترول میشود.
 
اما در چنین وضعیتی گام های استواری در بخش حقوقی روی دست گرفته شده اند تا بتوان برمبنای آن در جریان جنگ از حقوق بشر صیانت نموده به داد آنعده از افرادی رسیده شود که در از شکنجه احتمالی در هراس است و یاهم از خشونت های مبتنی بر جنسیت رنج می برند. باید تذکر داد که خشونت های مبتنی بر جنسیت بشتر مردان و پسران را متاثر می سازد. اما بنا به استدلال سازمان ملل متحد و سازمان صحی جهان، زنان نیز به طور واضح قربانی خشونت های مبتنی بر جنسیت بوده اند. اما  تحقیقاتی که در این مورد از سوی نهادهای ذیربط انجام انجام شده نشان میدهد که در اکثر موارد از خشونت های مبتنی بر جنسیت حتی به حیث یک ابزار جنگی استفاده شده است و نشان های از آن را میتوان در جریان خشونت ها در بوسنیا و رواندا دید.
 
هدف از تحریر این مقاله این است تا یک راهکار موثر را جهت جلوگیری از این پدیده در جریان جنگ و بحران به دانشگاهیان، سیاست گذاران، نهادهای غیر انتفاعی، کارمندان صحی و نهادهای کمک به حقوق بشر ارائه کنیم. از هم پاشیدن خانواده و حتی فروپاشی روابط میان جوامع میتواند نشانه آشکار این مسئله باشد که از خشونت های جنسی به حیث ابزار جنگ استفاده شده است. در حقیقت میتوان گفت که جدا کردن و فروپاشی یک نوع اقدام استراتیژیک است.
 
لکه های ننگ برخاسته از خشونت جنسی و تجاوز حتی در جریان تلاش ها برای آشتی و صلح برقرار بوده است. رسانه ها گزارش دادند که در جریان روزهای نخستین آغاز خشونت ها در سوریه، از تجاوز جنسی به حیث راهکار استفاده شد و این امر به خروج دسته جمعی پناهندگان منجر شد، زمانی که شماری از مردان در این مورد در رسانه ها سوال میشد، آنها از این که نتوانسته بودند زن ها و دختران شان را نجات دهند اظهار شرم و ندامت میکردند.
 
شماری از مردان از این بابت بسیار در رنج بودند و میگفتند که آنان مستحق نیستند تا یک شوهر خطاب شوند. اما در عین زمانی بعضی مردان دیگر بودند که بخاطر ازدواج با یک قربانی خشونت جنسی عروسی کرده بودند و این مسئله جایگاه آنان را در جامعه، میان خانواده، محل کار دچار مشکلات جدی مالی و اقتصادی کرده بود. زنان به حیث بخشی از مردان در جوامع، جایی که خشونت های مبتنی بر جنسیت صورت میگیرد، هدف آن چیزی غیر از تباه کردن فرهنگ و جوامع نیست.
 
ما باید به این طرز فکر که خشونت یک عمل فردی است پایان دهیم، خشونت در واقع وارد کردن زخم بر بدن نیست، بلکه این زخم ناشی از جنگ بر روایت یک فرد است. این روایت های مستند نشده و استعارهای کور میتواند از جمله موارد خشونت های مبتنی بر جنسیت باشد که اساسا پسران و مردان را هدف قرار میدهد میتواند به حیث بی عدالتی جهانی در اثر مدران به حساب آید، جرایم نا محسوس با قربانی های دیده نشده.
 
به حیث یک متخصص که با مسایل پناهنده گی و پرونده های حقوقی مهاجرت سروکار دارد، مطالبه کردن  متنی که میان مشتری و افسران وزارت داخله تدوین مشود بسیار چالش برانگیز می باشد. بخاطر که داستان ها گاه گاهی بی ربط، چالش زا، جنجال برانگیز می باشند. خشونت های مبتنی بر جنسیت مردان و پسران را به سمت تنزل سوق میدهد و این خشونت ها همچنان منجر به از دست دادن زمین، خانواده و حتی هویت در میان مردان میگردد. زمانی که مردان در چنین وضعیتی قرار میگیرند، این مشکلات تاثیرات قابل ملاحظه ای بر سلامت روانی آنان به جا می گذارد.
 
در بعضی موارد، روایت های جنگ که منجر به توهم و بیماری روانی میشوند از سوی افراد و جوامع ارزیابی نمیشوند. مردانی که در شرایط مزمن جنگی زنده گی کرده اند، شدیدا از اثرات جنگ رنج می برند و این اثرات شامل از داست دادن امید، هویت و دیگر مسایل میشود.
 
طبقه بندی خشونت های مبتنی بر جنسیت که شامل خشونت جسمی و غیر جسمی می شود برای مردان در بعد گفتمان فعلی مشکل ساز پنداشته می شود،  اما با وجود این چالش ها، تعهد برای افشا سازی جرایم جنگی وجود دارد.
 
با توجه به ماهیت مذهبی بحران های معاصر، اشکال جدیدی از خشونت مبتنی بر جنسیت در حال ظهور به نظر می رسد تا از آن به حیث جراین بالقوه علیه بشریت استفاده شود. بنا ضرورت است تا مواردی را که بر اساس آن مردان را به مجبور می سازد تا از ایدولوژی های افراطی پیروی کند و یا جسم وی را تحت کنترول می آورد برای آن چاره اندیشید.

عایشه احمد، استاد دانشگاه سلامت روانی و آسیب های روانی، و استاد اخلاق پزشکی و حقوق در دانشگاه سنت جرج لندن و استاد افتخاری در موسسه بهداشت جهانی، دانشگاه کالج لندن

دیدگاه شما

زخم های برخاسته از جنگ پنهان

ما باید به این طرز فکر که خشونت یک عمل فردی است پایان دهیم، خشونت در واقع وارد کردن زخم بر بدن نیست، بلکه این زخم ناشی از جنگ بر روایت یک فرد است.

Thumbnail

در افغانستان تحت سیطره طالبان، یک مرد جوان کابلی که در حال برگشت به شهر بود، در یک پاسگاه ایستانیده شد و بعد به وی ابلاغ شد که موی سرش و ریش اش را مطابق به ایدلوژی و استانداردهای مذهبی بتراشد.
 
این رفتار در واقع بازگو کننده آن همه تجربه های برخاسته از جنگی است که قشر جوان را نشانه میگرید و نشان میدهد که چگونه جسم یک انسان در جریان جنگ کنترول میشود.
 
اما در چنین وضعیتی گام های استواری در بخش حقوقی روی دست گرفته شده اند تا بتوان برمبنای آن در جریان جنگ از حقوق بشر صیانت نموده به داد آنعده از افرادی رسیده شود که در از شکنجه احتمالی در هراس است و یاهم از خشونت های مبتنی بر جنسیت رنج می برند. باید تذکر داد که خشونت های مبتنی بر جنسیت بشتر مردان و پسران را متاثر می سازد. اما بنا به استدلال سازمان ملل متحد و سازمان صحی جهان، زنان نیز به طور واضح قربانی خشونت های مبتنی بر جنسیت بوده اند. اما  تحقیقاتی که در این مورد از سوی نهادهای ذیربط انجام انجام شده نشان میدهد که در اکثر موارد از خشونت های مبتنی بر جنسیت حتی به حیث یک ابزار جنگی استفاده شده است و نشان های از آن را میتوان در جریان خشونت ها در بوسنیا و رواندا دید.
 
هدف از تحریر این مقاله این است تا یک راهکار موثر را جهت جلوگیری از این پدیده در جریان جنگ و بحران به دانشگاهیان، سیاست گذاران، نهادهای غیر انتفاعی، کارمندان صحی و نهادهای کمک به حقوق بشر ارائه کنیم. از هم پاشیدن خانواده و حتی فروپاشی روابط میان جوامع میتواند نشانه آشکار این مسئله باشد که از خشونت های جنسی به حیث ابزار جنگ استفاده شده است. در حقیقت میتوان گفت که جدا کردن و فروپاشی یک نوع اقدام استراتیژیک است.
 
لکه های ننگ برخاسته از خشونت جنسی و تجاوز حتی در جریان تلاش ها برای آشتی و صلح برقرار بوده است. رسانه ها گزارش دادند که در جریان روزهای نخستین آغاز خشونت ها در سوریه، از تجاوز جنسی به حیث راهکار استفاده شد و این امر به خروج دسته جمعی پناهندگان منجر شد، زمانی که شماری از مردان در این مورد در رسانه ها سوال میشد، آنها از این که نتوانسته بودند زن ها و دختران شان را نجات دهند اظهار شرم و ندامت میکردند.
 
شماری از مردان از این بابت بسیار در رنج بودند و میگفتند که آنان مستحق نیستند تا یک شوهر خطاب شوند. اما در عین زمانی بعضی مردان دیگر بودند که بخاطر ازدواج با یک قربانی خشونت جنسی عروسی کرده بودند و این مسئله جایگاه آنان را در جامعه، میان خانواده، محل کار دچار مشکلات جدی مالی و اقتصادی کرده بود. زنان به حیث بخشی از مردان در جوامع، جایی که خشونت های مبتنی بر جنسیت صورت میگیرد، هدف آن چیزی غیر از تباه کردن فرهنگ و جوامع نیست.
 
ما باید به این طرز فکر که خشونت یک عمل فردی است پایان دهیم، خشونت در واقع وارد کردن زخم بر بدن نیست، بلکه این زخم ناشی از جنگ بر روایت یک فرد است. این روایت های مستند نشده و استعارهای کور میتواند از جمله موارد خشونت های مبتنی بر جنسیت باشد که اساسا پسران و مردان را هدف قرار میدهد میتواند به حیث بی عدالتی جهانی در اثر مدران به حساب آید، جرایم نا محسوس با قربانی های دیده نشده.
 
به حیث یک متخصص که با مسایل پناهنده گی و پرونده های حقوقی مهاجرت سروکار دارد، مطالبه کردن  متنی که میان مشتری و افسران وزارت داخله تدوین مشود بسیار چالش برانگیز می باشد. بخاطر که داستان ها گاه گاهی بی ربط، چالش زا، جنجال برانگیز می باشند. خشونت های مبتنی بر جنسیت مردان و پسران را به سمت تنزل سوق میدهد و این خشونت ها همچنان منجر به از دست دادن زمین، خانواده و حتی هویت در میان مردان میگردد. زمانی که مردان در چنین وضعیتی قرار میگیرند، این مشکلات تاثیرات قابل ملاحظه ای بر سلامت روانی آنان به جا می گذارد.
 
در بعضی موارد، روایت های جنگ که منجر به توهم و بیماری روانی میشوند از سوی افراد و جوامع ارزیابی نمیشوند. مردانی که در شرایط مزمن جنگی زنده گی کرده اند، شدیدا از اثرات جنگ رنج می برند و این اثرات شامل از داست دادن امید، هویت و دیگر مسایل میشود.
 
طبقه بندی خشونت های مبتنی بر جنسیت که شامل خشونت جسمی و غیر جسمی می شود برای مردان در بعد گفتمان فعلی مشکل ساز پنداشته می شود،  اما با وجود این چالش ها، تعهد برای افشا سازی جرایم جنگی وجود دارد.
 
با توجه به ماهیت مذهبی بحران های معاصر، اشکال جدیدی از خشونت مبتنی بر جنسیت در حال ظهور به نظر می رسد تا از آن به حیث جراین بالقوه علیه بشریت استفاده شود. بنا ضرورت است تا مواردی را که بر اساس آن مردان را به مجبور می سازد تا از ایدولوژی های افراطی پیروی کند و یا جسم وی را تحت کنترول می آورد برای آن چاره اندیشید.

عایشه احمد، استاد دانشگاه سلامت روانی و آسیب های روانی، و استاد اخلاق پزشکی و حقوق در دانشگاه سنت جرج لندن و استاد افتخاری در موسسه بهداشت جهانی، دانشگاه کالج لندن

هم‌رسانی کنید